گروه مترجمان حرفه ای ترانسلیت

ترجمه تخصصی متون

ترجمه کلیه متون خود را به گروه مترجمان حرفه ای ترانسلیت بسپارید …
ما کلیه متون شما را به سرعت و دقت ترجمه کرده و در اسرع وقت به شما تحویل خواهیم داد.
جناب آقای علی احمدی پیش فاکتور ترجمه شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید. 1396/11/28
جناب آقای رستمی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
جناب آقای طبیب‌زاده متن ترجمه شما قیمت گذاری گردید.1396/11/28
سرکار خانم طالب‌زاده متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
ترجمه کلیه متون خود را به گروه مترجمان حرفه ای ترانسلیت بسپارید …
جناب آقای خسروپناه متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید. 1396/11/28
جناب آقای شریعتمداری باف متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
جناب آقای حجتی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
سرکار خانم اشراقی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
جناب آقای ستاری متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
جناب آقای ترکاشوند متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
سرکار خانم زمردیان متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید.1396/11/28
سرکار خانم توسلی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید. 1396/11/28
سرکار خانم آشتیانی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید. 1396/11/28
جناب آقای تبریزی متن ترجمه شده شما به حساب کاربری و ایمیلتان ارسال گردید. 1396/11/28

بلاگ

فعل Admit (پذیرفتن)

مفهوم فعل Admit بسته به شکلی که در جمله به کار رود، به معنای «پذیرفتن» و مفاهیم مشابه با آن به کار برده می‌شود.

در اینجا به بررسی مثالهای مختلفی از کاربرد این کلمات، در شرایط مختلف می‌پردازیم:

  • ( صفت admissible (adjective
  •  ( اسم admission (noun
  • ( فعل admit (verb
  •  (فعل مرکب admit of (phrasal verb
  •  (اسم admittance (noun
 به معنای پذیرفتن یک حرف یا ایده یا عقیده (که قبلاً نمی‌پذیرفته‌ایم یا به نظر می‌آید که نپذیریم!)
 
مثال های کاربردی

Even advocates of the technology, admit it’s problems and challenges

حتی مدافعان تکنولوژی هم، مشکلات و چالش های  آن را می‌پذیرند.

At least, I admit I’m lazy

حداقل من می‌پذیرم که تنبل هستم

Do you admit that your first business was not a success?

آیا می‌پذیری که اولین کسب و کار تو، یک کسب و کار موفق نبود؟

It was a good report, I must admit

آن گزارش، یک گزارش خوب بود. باید این را بپذیرم [= نمیشود این را انکار کرد]

This school, admits engineering graduates

این مدرسه، فارغ التحصیلان مهندسی را [برای ثبت نام] می‌پذیرد.

مجوز ورود و پذیرش

This ticket, admits two into the seminar

این بلیط مجوز ورود دو نفر به سمینار است.

Admission

پذیرش در دانشگاه‌ها

Admission to the hospital

پذیرش در بیمارستان

برخی کاربردهای این کلمه در فضای سازمانی

This article in the contract, does not admit of this interpretation

این ماده از قرارداد، اجازه‌ی چنین تفسیری را نمی‌دهد.

Don’t be afraid to admit your mistakes

از اینکه اشتباهاتت را بپذیری، نترس

We have never been profitable, I admit, but that has been by choice

من می‌پذیرم که ما سودده نبوده‌ایم. اما این وضعیت انتخاب خود ما بوده است.

 
لینک کوتاه مطلب: http://tptg-ir.com/?p=4586

گفت‌و‌گو‌ها

پاسخی بگذارید

ذخیره فیلتر
×
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: